قطره قطره جمع گردد …‏

یاد گرفته‌ام از هرچیزی برای خودم دلخوشی بسازم، از بودن آدم‌ها به هر طوری، از نبودن آدم‌ها هم، از حال خوشم، از بد حالیم، در هر چیزی میگردم و یک دلخوشی هرقدر کوچک میکشم بیرون و با پونزی چیزی میزنمش روی دیواری که جلوی رویم است، از همین خورده دلخوشی‌ها خنده میسازم برای خودم، گریه‌هایم را فرو می‌برم با همین‌ها حتی، حتی همین که قدرت این کار را پیدا کرده‌ام هم دلخوشم میکند. خیال پردازی هم نمیکنم دیگر که مبادا تهش بخورد در بُرجکم و مبادا لاکی بسازم و بچپم درونش و به خودم بد و بیراه بگویم، آدمِ بد و بیراه گفتن به عالم و آدم نیستم، همیشه خوده خرم را مقصر هرچیزی میدانم، شاید برای دیگران رو تُرش کنم گاهی هم اما همین روی تُرش هم تنبیه خودم باشد شاید که با تنهایی حالش را جا بیاورم، دیگر خیال‌بافی را نبوسیده حتی گذاشته‌ام کناری برای خودش و خودم بدون هیچ خیال و شاید هم بدون هیچ آرزوئی با همین خورده دلخوشی‌ها سَر می‌کنم. سخت‌تر اما بهتر و آرام‌تر پیش می‌رود همه چیز و این‌ها همه خوب است برای این روزهایم.‏

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s